درباره اعتراضات در انگلیس
we are all Mark

موضوعات

بایگانی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :

حبس دستگیرشدگان برای مدت نامعلوم بدون مشخص شدن اتهام

حدود 62 درصد از افرادی كه طی ناآرامی‌های اخیر در انگلیس دستگیر شدند، به زندان منتقل شده‌اند این در حالی است كه فقط 10 درصد از این افراد مظنون به ارتكاب جرائم جدی هستند و بقیه این افراد بدون اینكه جرم جدی مرتكب شده باشند باید تا مدت نامعلومی در زندان بمانند.


به گزارش الف به نقل از آلترنت، به گفته گروههای حقوق بشر، دولت انگلیس تصمیم گرفته تا تمامی دستگیرشدگان ناآرامی‌های اخیر در برخی از شهرهای این كشور را تا زمان برگزاری محاكمه‌شان در زندان نگه دارد. مقامات پلیس انگلیس به دادگاههای این كشور توصیه كرده‌اند كه حتی پس از مشخص شدن اتهام‌ این دستگیرشدگان، دادگاهها از پذیرش وثیقه برای آزادی آنها امتناع كنند تا این افراد برای مدت نامعلومی در زندان بمانند.

با این سیاست سختگیرانه از سوی دولت و مقامات پلیس این كشور انتظار می رود كه زندان‌های انگلیس باید برای مدت بیشتری میزبان این زندانیان باشند.

براساس اعلام وكلای مدافع، 62 درصد از این دستگیرشدگان به زندان منتقل شده‌اند این درحالی است كه این افراد هنوز تفهیم اتهام نشده‌اند. نكته مهم این است كه براساس بررسی های انجام شده فقط 10 درصد از این افراد مرتكب جرائم جدی شده‌اند و مقامات انگلیس می توانند بقیه این دستگیرشدگان را با و یا بدون وثیقه آزاد كنند اما از آزادی این افراد امتناع می كنند. پلیس انگلیس از اتخاذ این سیاست سختگیرانه دفاع كرده و این سیاست را ابتكارعملی برای ممانعت از گسترش اعتراض‌ها در انگلیس توصیف كرده است.

در دولت ائتلافی انگلیس نیز در مورد اتخاذ سیاستهای شدید و سختگیرانه علیه معترضان در این كشور اختلافاتی وجود دارد. "سر منزیس كمپبل" رهبر سابق لیبرال دموكرات‌ها در انگلیس به دیوید كامرون نخست وزیر این كشور هشدار داده كه در راستای مقابله با موج اعتراض‌ها در این كشور دولت نباید اقداماتی انجام دهد كه تعهد انگلیس در مورد حقوق بشر زیر سوال برود. این در حالی است كه گروههای حقوق بشر از ماندن طولانی دستگیرشدگان ناآرامی‌های اخیر انگلیس برای مدت نامعلومی بدون مشخص شدن اتهام‌ آنها به عنوان نقض حقوق بشر یاد كرده‌اند و خواستار مشخص شدن وضعیت دستگیرشدگان شده‌اند.  

‫نوجوان 11 ساله ای که در انگلیس دستگیر شد الان کجاست ؟

چند هفته ای است که دومینوی اعتراضات مردمی به حکومتهای ظالم به بریتانیا رسیده و حالا این جزیره را به مهد قیامهای اروپایی مبدل کرده است.
تحلیل و بررسی قیام محرومین انگلیس این روزها یکی از سوژه های داغ رسانه ها بوده و خیلی از وجوه این قیام کنکاش شده ولی کمتر کسی بود که انگلیس 1388 را با انگلیس2011 مقایسه کند...

آن روزهایی که کل مردم ایران درگیر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بودند سفارت انگلیس هم بشدت فعال بود تا مقدمات اتفاقی را فراهم کند که حتی فکرش را هم نمی کرد که روزی دامنگیر خودش شود.

آری، آن روز انگلیس کلی تلاش کرد تا چند اعتراض انتخاباتی در پایتخت را انقلاب بزرگ ملت ایران نشان دهد، ولی امروز وقتی به شمال تا جنوب کشور خود نگاه می کند خود را درگیر یزرگترین اعتراضات مردمی می بیند که نه فقط در پایتخت بلکه تمام کشورش را فرا گرفته...

آن روزها وقتی بی بی سی را نگاه می کردی چند صد مرفه بالاشهری تهران را تمام مردم ایران می پنداشتی و امروز وقتی بی بی سی را می بینی دهها هزار محروم و معترض انگلیسی را مُشتی اراذل و اوباش بی سر و پا می بینی...

آن روزها معترضان با فیس بوک با هم قرار می گذاشتند ولی امروز مدیران فیس بوک چنان خوش خدمتی به اربابان انگلیسیشان می کنند که هیچ کس نتواند از فیس بوک و توئیتر و امثالهم کوچکترین استفاده ای بر ضد منافع دولت لیبرال دموکرات  البته حامی مردم(!) بریتانیا استفاده کند.

آن روزها وقتی بازار آتش زدن مغازه ها و بانک ها و اموال عمومی در تهران داغ شده بود آتش، فریاد دموکراسی خواهی ایرانیان نام داشت، و امروز آتش زدن چند لاستیک توسط معترضان انگلیسی وحشی گری اوباشی است!

آن روزها کل رسانه های عالم در خدمت معترضین ایران بودند و از فیس بوک و یوتیوب گرفته تا بی بی سی و سی ان ان و... تنها وظیفه خود را انعکاس اخبار ایران به نفع معترضان می دانستند ولی امروز همه شان باید صدای بلند قیام محرومین را داد و بیداد چند لات بی سر و پا نشان دهند و از حکومت بریتانیا طرفداری کنند...

نمی دانم چه حکمتی است که در این مدت که مردم  اروپا اعتراضات خود را آغاز کرده اند کلاً و دائماً حق با حکومتهایشان بوده و خواسته های آن مردم بیجا و غلط بوده ولی در ایران88 هم کلاً و دائماً حق با اغتشاش گران بوده و این حکومت مستبد(!) ایران بود که جلوی خواسته حقه ایشان را گرفته بود.

آن موقع در ایران چند صد بالاشهرنشین تهرانی به بهانه واهی و مضحک تقلب در انتخابات شلوغ کردند ولی امروز این انبوه طبقه های پایین جامعه بریتانیا هستند که می خواهند به رنج و اختلاف طبقاتی و فشار اقتصادی اعتراض کنند که عمری است کمر خانواده هایشان را شکسته.

آن موقع کل دستگاههای عالم یکصدا شده بودند تا دنیا را با توهم ندا و ترانه و ... سبز کنند ولی امروز هیچ کس نیست که از اینهمه کشته و زخمی که ارمغان پلیس انگلیس است خبری بگیرد، آخر می دانی؟ خون اینها واقعی است و خون آنها...!

راستی! چند نفر می دانند که  نوجوان 11 ساله ای که همین چند روز پیش در انگلیس دستگیر شد الان کجاست و دادگاه انگلیس برایش چند ده سال حبس بریده؟

آن روزها ایران، مرکز رفتارهای غیر بشردوستانه خوانده می شد ولی الان دل هیچ کس برای خانواده هایی که منزلشان به زور توسط پلیس انگلیس تفتیش می شوند نمی سوزد. راستی! چند تا از رسانه های دنیا لگدهای پلیس انگلیس برای ورود به خانه مردم را مخابره کردند...؟

آن روز ها حکومت ایران حق نداشت آنهایی را که شیشه مغازه های شهروندان و اموال عمومی را از بین برده بودند دستگیر کند ولی امروز در انگلیس حتی اگر فقط مشکوک به حضور در تجمعات باشی دستگیر می شوی و به دادگاه می روی...

9 دی آن سال همه فهمیدند صدای رسای مردم ایران چه کسی را صدا میزندو اتفاقاً امروز هم همه می دانند فریاد اعتراض محرومین اروپایی، صدای اعتراض به چه سیستم جهانی است و پایه های قدرت کدام امپراطوری جهانی را هدف گرفته...

راستی! چه کسی می داند این امپراطوری پر هیمنه پوشالی کی سقوط می کند...؟

علی مرادخانی

دو شعر برای بیداری اروپا در لندن

دو شعر از علی رضا مومنی

1

شب‌ها از روی پشت بام

ستاره های روی دوش فرماندهان متجاوز را

روز ها توی کوچه

ابر های دود و خاک آوار خانه ها را

نگاه می‌کنم

 

فرقی نمی‌کند کجای جهان زندگی کنم

برای یک عکاس

همین قدر کافی است

که از دوربین چشم مادری در لیبی نگاه کند

آن‌وقت بالای برج ساعت لندن می‌تواند بایستد

و ارتش انگلیس رابه خانه برگرداند

و به آنها بگوید:

تفنگ هایتان چقدر به صورت این شهر می‌آید

حالا عکسی می‌گیرم

و به خاورمیانه می‌فرستم

تا بدانند ایستادگی‌شان در برابر ظلم

به خانه‌ی ملکه آمده

رو به روی ملکه ایستاده

وپوز خند می‌زند*

 

2

جنگ از عقربه‌ی ساعت بزرگ لندن آویزان شده بود

و به زمان می‌خندید

پرچمی سپید از جیبش بیرون آورد

عقربه را توی پرچم پیچید

و برای همیشه ناپدید شد

از آن روز

صلح آواره ای شد

با چمدانی پر از ساعت شماطه دار

که از عصری

به عصری دیگر تبعیدش می‌کردند

 

شایعه کرده اند

شب ها

توی میدان های بزرگ

هیبت مردی سپید پوش دیده شده

و چند روزی است

توی خیابان های اصل لندن

صدای زنگ ساعت شماطه دار می آید

طرح/ انقلاب فقرا علیه سلطنت

تاوان تغییری كه وعده داده شد اما اتفاق نیفتاد

نصرت الله تاجیك، دیپلمات سابق ساكن انگلستان:

اعتراضات شورشی سازمان نیافته ای كه با استفاده از اطلاع رسانی از طریق شبكه های اجتماعی مجازی در هفته گذشته در انگلیس رخ داد، پیام مهمی برای جهانیان دارد. در كشوری كه سابقه مدیدی در اجرای دموكراسی پارلمانی در جهان دارد، یك حكومت مشروطه سلطنتی به مدت چندین قرن بر آن حاكم است و از جهت سیاسی و اجتماعی هزینه های فراوانی برای آموزش جامعه، تولید خوراك فكری و اطلاع رسانی در تمامی زمینه ها می كند تا بتواند جامعه را هدایت و كنترل كرده و سوپاپ اطمینانی باشد برای مدیریت جامعه.

تاوان تغییری كه وعده داده شد اما اتفاق نیفتاد

نمی توان این بحران را  ساده تلقی كرد و به دست فراموشی سپرد. اما از منظر سیاسی - اجتماعی این ادعای نخست وزیر انگلیس كه این حركت را ناشی از فعالیت صرف گروههای تبهكار دانسته نیز دور از واقعیت است. برای ریشه یابی بحران و اعتراضات اخیر انگلیس لازم است یك دهه به عقب برگشت. در دورانی كه تونی بلر، رهبر حزب كارگر و نخست وزیر انگلیس با همراهی كامل و بی چون و چرا با سیاستهای نو محافظه كاران آمریكائی روندی را در این كشور آغاز نمود كه با سنتهای محافظه كارانه و حركت با حزم و احتیاط و دراز مدت جامعه انگلیسی همخوانی نداشت.

 درگیر شدن در یك حجم وسیع در مسائل جهانی با دورانی كه نومحافظه كاران آمریكائی برای جهان رقم زده بودند و همراهی با آمریكا و مخصوصا" در حمله به عراق و افغانستان، تحمیل هزینه كمرشكن به اقتصاد نه چندان شكوفای انگلیس، مشكلات این كشور را روز به روز افزونتر نمود. ولی مهمتر از هزینه اقتصادی هم آثار تخریبی جنگی بی فایده و غیر ضروری از جهت جامعه و نیز غفلت از مدیریت اجتماعی و مشغولیت بیش از حد به سیاست خارجی در لشگركشی به افغانستان، عراق و نهایتا به لیبی است.

در كشوری همچون انگلیس كه تحزب در آن ریشه گرفته و تمامی كانالهای لازم سیاسی اجتماعی تعبیه شده است تا عكس العملهای اجتماعی از طریق سیستم طراحی شده سیاسی این كشور صورت پذیرد، وقوع چنین شورش و اعتراضی خیلی مهم است و پیام خاص خود را دارد. حتی نسبت دادن این اعتراضات به شورش گروههای تبهكار خیلی بهتر است تا اینكه این شورش غیر سازمان یافته باشد. بررسی و نحوه مقابله و جلوگیری هر پدیده شناخته شده خیلی راحت تر است تا برخورد با یك حركت سازمان نیافته. ولی جامعه انگلیس با مشكلات عدیده ای رودرروست و احتمالا" به سمت بدتر شدن نیز پیش می رود.

تاوان تغییری كه وعده داده شد اما اتفاق نیفتاد

سیاستهای اقتصادی اجرا شده حزب كارگر در این سالها، ورود به خصوصی سازی و اجرای تئوریهای سرمایه داری، دور شدن از صنعت و تولید و ورود به بخش خدمات مالی در تقسیم بندی نظام كنونی جهان هم از جهت اقتصادی مشكلاتی را برای جامعه انگلیس فراهم كرد و هم اجتماعی.

در قسمت اخیر بیكار شدن كارگران و تعطیل شدن نسبی كار، حرفه و صنعت  و تغییرات و توسعه فن آوری، عدم نیاز به میزان نیروی كار قبلی و تغییراتی كه در نسل و فرهنگ كنونی دنیا اتفاق افتاد،  جمعیت جوان این كشور را بسیار اسیب پذیر نموده است. در این روند باید به مشكلات سیستم آموزشی این كشور كه ناكارآمد و محل تبدیل جوانان این كشور به انسانهایی با سطح بسیار نازل انتظارات تبدیل شده است نیز اشاره نمود.  خراب شدن اقتصاد آمریكا هم در این دوران به دلیل تحمیل هزینه سنگین این لشگر كشیهای بی ثمر به صورت مستقیم به دلیل ارتباط نزدیك بازارهای مالی دو كشور و هم غیر مستقیم از طریق خراب شدن اقتصاد جهانی كه به دلار وابستگی زیادی دارد به حاد شدن این اوضاع كمك كرد.

شرایطی كه دولتهای آمریكا و انگلیس دنیای كنونی را به این مرحله به غایت خطرناك رسانده اند، بیشتر باید مورد توجه محافل سیاسی در دنیا قرار بگیرد. آخرین نمونه موجود حمله به لیبی است كه میتواند آتش آن را به جاهای دیگر نیز بكشاند. آمریكا بدون اخذ مجوز كنگره و ناتو نیز با مصوبه ای مبهم از شورای امنیت سازمان ملل دست به این اقدام زده اند و هزینه كنونی چنین جنگی نیز از جیب مالیات دهندگان پرداخت و نهایتا" فشار آن بر روی دوش مردم و باعث پیچیده شدن اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان خواهد شد. این نكته ای است كه جمهوری اسلامی ایران می تواند در رسانه ها و مجامع بین المللی دنبال كند. نكته مهمی كه باید توجه كرد، این كه باور كنیم در این دنیای كنونی همه مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به هم پیوسته اند و این اتفاقی كه در انگلیس افتاده می تواند در هر نقطه دیگر جهان تكرار شود. مدیریت چنین بحرانهائی و اثراتی كه بر سایر كشورها دارد ایجاب میكند این دولتها نه تنها در برابر مردم خود بلكه جامعه جهانی پاسخگو باشند.

تاوان تغییری كه وعده داده شد اما اتفاق نیفتاد

از مهمترین زمینه هائی كه باراك اوباما و دیوید كامرون با شعار تغییر جانشین دولتهای قبلی خود شدند ولی دنیا شاهد تغییر چندانی در سیاست داخلی و خارجی آنها نبوده است. به دلیل نفوذ این دو كشور بر مجامع جهانی و اثری كه بر بازار مالی جهان دارند كه بر سایر كشورها و مخصوصا" كشورهائی كه اقتصاد آنها بر مدار منابع معدنی می چرخد نیز اثر میگذارد روسای این دو كشور در هر مقطعی مسئول بوجود آوردن این شرایط بحرانی و شكننده كنونی دنیا هستند. باید با یك سیاست خارجی فعال و دست گذاشتن صحیح روی نقاط  مهم و واقعی این مشكلاتی كه آمریكا و انگلیس برای ملتهای خود ودنیا ایجاد كرده اند، دنیا و افكار عمومی  را هشیار نمود. دنیا شرایط حساسی را طی میكند و هر اقدام غیر مسئولانه میتواند عواقب وخیمی برای مردم دنیا داشته باشد و گویی جهانیان نباید هزینه سوء مدیریت چنین دولتهائی را پرداخت كنند!

وقتی جوانان انگلیسی دیوید کامرون را "هو" کردند

همزمان با طرح محروم کردن معترضین از حقوق شهروندی رخ داد

نوجوانان انگلیسی روز گذشته در جریان سخنرانی دیوید کامرون نخست‌وزیر این کشور در باشگاه جوانان شهر "ویتلی" درباره نا‌آرامی‌های اخیر، وی را "هو" کردند.

به گزارش رجانیوز، کامرون دیروز علت وقوع اعتراض‌های اخیر در این کشور را که به درگیری گسترده مردم با پلیس در چندین روز متوالی کشیده شد، "فروپاشی اخلاقی جوانان" عنوان کرد و پدران و مادران انگلیسی را به دلیل تربیت نكردن صحیح فرزندان‌شان که موجب بروز این حوادث شده، به باد انتقاد گرفت.

در میانه سخنان نخست‌وزیر هنگامی که او انگشت اتهام را به سمت جوانان و نوجوانان این کشور گرفت، نوجوانان انگلیسی ضمن هو کردن دیوید کامرون، کاهش هزینه‌های اجتماعی، نابرابری و افزایش هزینه‌های آموزشی را از مشکلات اساسی این کشور توصیف کردند که سبب اعتراض‌های دامنه‌دار مردمی شده است.

یکی از این نوجوانان، "جیک پارکینسون" ۱۷ ساله بود که با فریاد از علاقه خود به رفتن دانشگاه می‌گفت؛ علاقه‌ای که به دلیل ناتوانی مالی خانواده او تبدیل به یک رویای شیرین شده است. جیک همچنین سیاست‌های دولت بریتانیا در سال‌های اخیر را موجب افزایش فاصله طبقاتی می‌داند تا جایی که فقیران هر روز فقیر‌تر و ثروتمندان هر روز ثروتمند‌تر شده‌اند.

اما واکنش کامرون به این اعتراض هم جالب بود. او در میان هو کردن‌های نوجوانان درحالی که برخی از حاضران، سخنان او را به تمسخر گرفتند، در میان فریاد‌ها و سوت ممتد، محل سخنرانی را ترک کرد.

این ادعا درحالی از سوی نخست‌وزیر بریتانیا مطرح شده که آسوشیتدپرس سال گذشته در جریان انتخابات مجلس، از نارضایتی انگلیسی ها از انتخابات خبر داد و نوشت در منطقه هاکنی که اکنون نیز اعتراض‌ها در آن رخ داده، پلیس با ده ها انگلیسی که به اخراج خود از حوزه رأی گیری اعتراض داشتند، مواجه شده است.

اما آنچه در انتخابات انگلیس مهم‌تر است، حرکت آرایش سیاسی انگلیس به سمت یک نظام تک حزبی است. در انگلیس به رغم رقابت های اسمی حزب کارگر و محافظه کاران، هیچ تفاوت عمده ای در نظرات اقتصادی و سیاست خارجی میان دو قطب اصلی انتخابات انگلیس وجود ندارد.

به همین دلیل، با وجود عملکرد ضعیف حزب کارگر در 13 سال حضور در رأس قدرت در حالی که تحلیل‌گران گمان می كردند محافظه کاران به‌راحتی پیروز انتخابات خواهند بود، نتایج نشان داد هیچ یک از دو حزب اصلی اکثریت پارلمان را در اختیار ندارند.

در این شرایط، وقوع اعتراض‌ها و طغیان های گسترده اجتماعی در انگلستان نشانه ای از انسداد سیاسی در بریتانیاست. حداقل طبقه ای از جامعه انگلستان در شرایطی که صدایشان به جایی نمی رسد، ناامید از دموکراسی انگلیسی راه حل تحقق مطالبات خود را در نافرمانی های اجتماعی می یابند.

نکته ای که در لابه‌لای مصاحبه های شبکه یورونیوز با ساکنان لندن هم آمده بود، به‌طوری كه مصاحبه شونده که یورونیوز از او به عنوان یکی از مسئولان سابق شهرلندن یاد کرده بود، گفت كه «وقتی مردم می بینند که عدالت اجرا نمی شود باید منتظر واکنش های ناشی از عصبانیت آنها بود، اگر به مردم در شرایط عادی گوش نکنید آنها سعی خواهند کرد صدایشان را به گوش شما برسانند. شاید شما دوست نداشته باشید صدای آنها را بشنوید اما به هر شکل ممکن صدای آنها شنیده خواهد شد.»

گفتنی است پس از این سخنرانی دیوید کامرون، دولت انگلیس از تایید طرحی خبر داد که مطابق آن هر کدام از افرادی که در جریان اعتراضات مردمی در برخی شهرهای این کشور حضور داشته‌اند، از حقوق اجتماعی و شهروندی نظیر خانه‌های دولتی محروم خواهند شد؛ رویکردی که در راستای ترساندن معترضان از ادامه تجمعات ضددولتی در انگلستان صورت می‌گیرد.

نگاهی به ریشه‌های بحران در انگلیس

وقتی ملکه ویکتوریا به کنایه از وسعت مستعمراتش، فریاد می‌زد «آفتاب هیچ‌گاه در بریتانیا غروب نخواهد کرد.» کسی پیش‌بینی نمی‌کرد کم‌تر از دو قرن بعد، دامنه‌ی اضمحلال امپراتوری روباه پیر به جایی برسد که زبانه‌های آتش خشم مردم ستم‌دیده تا قلب لندن پیش رود و طنین فریادهای «الیزابت برو» میراث خانواده‌ی سلطنتی را این چنین به سخره بگیرد...

حوادث اخیر لندن هر چند در ظاهر به بهانه‌ی قتل یک جوان سیاه پوست به دست پلیس آغاز شد، اما ماهیترویدادهایپس از آن نشان از خشم فروخفته‌ای است که سال‌ها بسان آتش زیر خاکستر چشم به راه زبانه کشیدن بوده است. در این میان عملکرد دولت «دیوید کامرون» و اتخاذ سیاست مشت آهنین در برابر معترضان نیز موجب تشدید بحران گردید و موج اعتراض‌ها به سراسر لندن و چند شهر دیگر انگلستان سرایت کرد. کامرون معترضان را عده‌ای اراذل و اوباش خواند که هدفشان غارت و دزدی است و با این توجیه تظاهر کنندگان را به سرکوب بیش‌تر تهدید کرد. در ادامه با لغو مرخصی‌ها، فراخواندن ده‌ها هزار پلیس تازه نفس از سراسر کشور و گمانه زنی در مورد استقرار ارتش، لندن چهره‌ی یک منطقه‌ی جنگی تمام عیار به خود گرفت.

ادامه مطلب

بی پایانی تاریخ!

هنوز پنج ماه از برگزاری ازدواج اشرافی و مجلل «پرنس ویلیام» و رژه کمدی ـ تراژیک کالسکه حامل این عروس و داماد در خیابان های لندن نگذشته بود که «الیور تویست» های فقیر «چارلز دیکنز» با حضور شهرآشوبانه شان در خیابان های لندن، فخر فروشی اشرافیت معوج و ابلهانه باکینگهام به جهان را به دیوار کوبیدند.

همه حرف این «الیور تویست»ها مطالبه «کاسه آشی» بیشتر از جیره تخصیصی شان از یتیم خانه لیبرال دمکراسی آقای «بامبل» بود! هر چند بهای این زیاده خواهی ضرب و شتمی سنگین از جانب «عمو بامبل» باشد!

درد و رنج غالب این جوانان دل آزردگی (Resentment) است.
ویژگی برجسته یک «دل آزرده» قبل از از آنکه نارضایتی از نوع  و شیوه حکومت اش باشد، نارضایتی اش از وضعیت وجودی و وضعیت موجود خودش می باشد. چنین فردی نسبت به «آینده خود» و «بی آیندگی خود» بشدت مایوس و سرخورده است.
به تعبیر «نیچه» یک انسان دل آزرده از وضع حقارت آمیز خود و زبونی اش دل آزرده است و توان آن را ندارد تا با تکیه بر داشته های هویتی اش از «خودش» دفاع کند، لذا به کینه توزی و انتقام می گراید.
اوباشگری، وندالیزم و هولیگانیزم، واکنش طبیعی چنین جوانان دل آزرده ای است که جامعه آنها را فراموش کرده و زمانی که نیاز به توجه و راهنمائی داشته اند به کمکش نیآمده اند. نتیجه قهری چنین بی التفاتی آن است که این نوجوان و جوان تدریجاً با تلقی تنهائی و فراموش شدگی و بی اهمیتی اش در  جامعه، مبتلا به سندروم بیگانگی نسبت به جامعه می شود. طبعاً جوانی که مبتلا به بی حسی و بی تعلقی به اجتماع است اکنون چون خودش هیچ چیز ندارد، دیگر هیچ چیز این جامعه را نیز متعلق به خود نمی داند.
فرآیند چنین روانگردانی به آنجا ختم خواهد شد که این جوان از تمامی داشته های جامعه از جمله نظم آن جامعه متنفر شده و بمنظور تشفی خاطر خود مترصد آن است تا از هر فرصتی جهت تخریب آن نظمی که کمترین توجه را به او ندارد، بهره ببرد.
هر چند «دیوید کامرون» نخست وزیر انگلستان در نامگذاری جوانان پرخاشگر خیابان های لندن از واژه «آشوبگران و غارتگران» بهره برد. اما این بمعنای مخدوش کردن صورت قضیه است چنانچه آن شهرآشوبان را ساده انگارانه منتسب به صفات رذیله و متهم به اراذل و اوباش و آشوبگری و هرج و مرج طلبی کنند.
بقول آمریکائی ها:
«همه» را برای مدتی «محدود» می توان فریب داد. همچنانکه می توان برای «همیشه» تعدادی «محدود» را فریب داد. اما قطعاً نمی توان «همه» را برای «همیشه» فریب داد!
مگر آنکه دولتمردان انگلیسی مصصم باشند تا «خود» را برای «همیشه» فریب دهند!
آقای کامرون چنانچه ارزنی درایت داشته باشد باید به فراست دریابد که اینک وقت آن رسیده تا همچون آقای «براون» اقدام به پسرخواندگی «الیور تویست» های انگلستان کند. در غیر این صورت چاره ای ندارد تا به لوازم طبیعی «بی پایانی تاریخی» جنگی تن دهند که سالها پیش بنیان گذار جمهوری اسلامی از آن تحت عنوان جنگ «فقر و غنا» نام برد که اینک با عناوین حق و باطل و استضعاف و استکبار و پابرهنه ها و مرفهین بی درد آغاز شده.
جنگی که در یک سوی آن آریستوکراسی معوج کاخ باکینگهام و برگزاری مراسم تجملی از نوع ازدواج پرنس ویلیام خواهد بود و سوی دیگرش پنجه بر چهره این اشرافیت کشیدن توسط «الیور تویست» هائی است که مطابق پیش بینی مارکس دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.


Endless History
Less than 5 months after the lavish wedding of Prince William and Kate Middleton and the farcical parade of the newly-weds in the streets of London, the British people have poured into the streets, rising up against the senseless arrogance of Buckingham Palace. These are the Dickensian “Oliver Twists” who are asking for a little bit more of their “ration” from Mr. Bumble’s liberal-democratic orphanage, even if they have to pay the price by getting beaten up by “Uncle Bumble”!
What is plaguing most of these young rebels is indignation and resentment?
An “indignant” person is dissatisfied with his status quo rather than the government. Such a person is extremely disappointed in his future or in another word “lack of a future”.
Nietzsche believes that a resentful person is unhappy with his contemptuous and lowly life and has no power to defend himself by relying on his identity and as such embarks upon vengeance and revenge.
Vandalism and hooliganism is the natural reaction of such indignant youth who have been forgotten by the society and who have not received any help from the society when they needed it. The result is that the youth gradually feel ostracized, forgotten, and unimportant and ultimately face alienation.  Naturally a young person who feels that he does not belong to the society will feel that the society does not belong to him either, thus losing any sense of belonging.
Ultimately, the youth will resent anything related to the society, including its order, and to please themselves they will wait to seize any opportunity to destroy the ruling system that ignores them.
British Prime Minister David Cameron has labeled the protesters “rioters and looters” but such labeling does not help resolve the issue. It is basically simplistic to call the protesters vandals and looters engaged in rioting and anarchy.
The Americans have a saying to the effect that you can deceive everyone for a limited time just as you can deceive a limited number of people forever. But you cannot deceive everyone forever!
Are the British statesmen bent on deceiving themselves forever?!?!
If Mr. Cameron is smart enough, he should realize that it is time for him to follow “Mr. Brown’s” suite and adopt all British “Oliver Twists”; otherwise, he will have to succumb to historical endlessness of a war which the founder of the Islamic Republic of Iran referred to, years ago, as the war between the rich and the poor, a war that has already started as the war between right and wrong, the oppressed and the arrogant, and the rich and the poor, a war between the ridiculous Buckingham Palace aristocracy and the “Oliver Twists” who, as foreseen by Marx, no longer have anything to lose.

همه تقصیرها بر گردن والدین انگلیسی است كه فرزندانشان را تربیت نكرده‌اند

رئیس مجموعه عربی حزب كارگر انگلیس با بیان اینكه ما معتقدیم كه برخورد بایستی با شدت و قاطعیت صورت بگیرد گفت: همه تقصیرها بر گردن والدین انگلیسی است كه فرزندانشان را تربیت نكرده‌اند.

"عطا الله سعید " رئیس انجمن عرب‌های انگلیس و رئیس مجموعه عربی حزب كارگر این كشور در گفت‌وگو با خبرنگار بین‌الملل فارس با انتقاد از سیاست‌های اقتصادی كابینه "دیوید كامرون " گفت: هر چند انتقاداتی به حزب رقیب داریم ولی معتقدیم تحولات اخیر كه توسط عده‌ای از جوانان صورت می‌گیرد؛ بایستی پلیس اقدامات لازم را انجام داده و این افراد باید محاكمه شوند.

* تظاهرات و تحولات اخیر را غیر منطقی می‌دانیم

وی با بیان اینكه از سیاست‌ ریاضت اقتصادی كامرون و كاهش بودجه انتقاداتی دارم، تاكید كرد كه به رغم همه انتقاداتی كه از حزب رقیب داریم ولی تظاهرات و تحولات اخیر را بر نمی‌تابیم و آنها را غیر منطقی می‌دانیم.
رئیس انجمن عرب‌های انگلیس كه خود فلسطینی اصل بوده و پس از سال‌ها زندگی در بیروت به لندن مهاجرت می‌كند، تحولات اخیر انگلیس را غیر قانونی می‌نامد و محاكمه معترضان محروم انگلیسی كه از بیكاری و تبعیض نژادی رنج‌ها برده‌اند را خواستار شد.

* دموكراسی در انگلیس به معترضان آزادی اعتراض می‌دهد

وی با بیان اینكه دموكراسی در انگلیس به معترضان آزادی اعتراض می‌دهد؛ در پاسخ به سؤال خبرنگار ما مبنی بر اینكه سركوب تظاهرات اخیر با ادعاهای دولت لندن در تضاد است؛ گفت: اعتراضات باید مسالمت آمیز و از طریق مجاری قانونی صورت گیرند.
رئیس انجمن عرب‌های انگلیس با اشاره به نابسامانی‌های اقتصادی در كشورش خواستار تدوین برنامه فراگیری برای كاهش بدهی‌ها و آسان كردن اوضاع معیشتی مردم شد و عدم اهمیت دادن خانواده‌ها به ترتیب فرزندانشان و همچنین معضلات آموزش و بهداشت در انگلیس و مشكلات اقتصادی را باعث نارضایتی در بین مردم این كشور خواند و دولت را بر برطرف كردن این نارسایی‌ها دعوت كرد.

* درباره خونهای ریخته شده چیزی ندیده و نشنیده ام

سعید با چشم پوشی از شیوه‌های سركوب معترضان توسط نیروهای پلیس از جمله عبور از روی معترضان با اسب و عملیات سركوب شدید و ضرب و شتم معترضان، مدعی شد كه رفتار پلیس با تحولات اخیر خوب بوده است و گفت: ما معتقدیم كه برخورد بایستی با شدت و قاطعیت صورت بگیرد.
رئیس انجمن عرب‌های انگلیس در پاسخ به سؤالی درباره خون‌های ریخته شده در اعتراضات اخیر مدعی شد كه خود شخصا در یكی از مناطق اعتراضات زندگی می‌كند و هیچ گونه خونی كه از معترضان بچكد را ندیده و درباره آن چیزی نشنیده است.

*همه تقصیرها بر گردن والدین انگلیسی است كه فرزندانشان را تربیت نكرده‌اند

وی علت تحولات انگلیس و این تظاهرات را كوتاهی والدین انگلیسی در تربیت فرزندان خود خواند.

دختر یک ملیونر معترض را متهم به دزدی کردند

"لورا جانسون"، دختر ۱۹ ساله یك میلیونر بریتانیایی از سوی پلیس لندن متهم شده است كه تجهیزات الكترونیكی نظیر ماكروویو و تلویزیون توشیبا به ارزش پنج هزار پوند از مغازه‌های به غارت رفته لندن دزدیده است.


بنابراین گزارش، این كالاهای دزدیده شده در خودروی لارا جانسون یافت شده است. پدر و مادر لارا از ثروتمندان و صاحب شركتی بزرگ هستند و در یك خانه ویلایی بزرگ زندگی می‌كنند. پدر لارا مدیریت شركت‌های مختلف تجاری را بر عهده داشته است.

بر اساس این گزارش، خانم جانسون در یكی از بهترین مدارس بریتانیا تحصیل كرده است و بر ادبیات فرانسوی نیز تقریبا مسلط است. وی هر گونه اتهام در خصوص دزدی را رد كرده است.

شاید اتهام‌زنی به فقرای انگلیس در خصوص دزدی كار ساده‌ای باشد اما این بار اتهام وارد به ...

ادامه مطلب

برخورد پلیس لندن با خانواده های دستگیرشدگان

کورباین توضیح می دهد که وضعیت فعلی انگلیس ناشی از سیاست های نابخردانه دولت دیوید کامرون و قبل از او دولت گردون براون است که سبب بروز بحران اقتصادی و بیگانگی اجتماعی جوانان شده است.

 آنچه که در ادامه می خوانید متن گفت وگوی جِرِمی کورباین، از فعالان حزب کارگر انگلیس با شبکه خبری راشا تودی است.

این گفت و گو با عنوان "مشکل انگلیس غارت نیست / انگلیس جوانان را از دست داده است" اگرچه با رویکرد نقد اجتماعی مسائل اخیر انگلیس و با نگاهی خیرخواهانه به این حوادث انجام شده است، اما حاوی اطلاعات و نکات دقیقی از حوادث اخیر انگلیس است.

اطلاعات و نکاتی که ماهیت بیداری این اعتراضات و حضور پر رنگ محرومان و فقرا را در حوادث انگلستان آشکارتر می سازد.
 
***
 
در حالی که پادشاهی انگلستان مشغول سرکوب رسانه های اجتماعی به عنوان سبب ساز اصلی اعتراضات اخیر است، جِرِمی کورباین، از فعالان حزب کارگر انگلیس می گوید: این سرکوب ها نمی تواند کمکی به کشور بکند.

او در تحلیل خود می گوید: این احساسی غریب است که تنها کشته شدن مارک دوگان به ضرب گلوله های پلیس در هفته گذشته، عامل اصلی اعتراضات خیابانی در لندن و شهرهای بزرگ انگلیس باشد.

کورباین می افزاید: بحث رفتار پلیس با مردم و آنچه که در محله تاتنهام رخ داد، تنها می تواند یکی از عوامل این اعتراضات باشد.

عامل بعدی نیز تعداد زیادی از جوانان بیکار هستند که شما این احساس را دارید که جامعه برای آنها کاری انجام نمیدهد.
 
 
*یافتن شغل در انگلیس به آسانی ممکن نیست
 
این فعال سیاسی در ادامه صحبت های خود تصریح می کند: بسیاری از فارغ التحصیلان در بریتانیا به سختی می توانند یک شغل برای خود پیدا کنند.

و کسانی هم که ترک تحصیل می کنند برای دریافت آموزش های لازم شغلی با مشکلات فراوانی دست و پنجره نرم می کنند.

جوانان انگلیسی احساس می کنند که شانس آنها برای رسیدن به یک زندگی خوب و مطلوب بسیار محدود است. و در نتیجه آنها باید به سراغ گزینه های دیگری بروند.

کورباین توضیح می دهد که وضعیت فعلی انگلیس ناشی از سیاست های نابخردانه دولت دیوید کامرون و قبل از او دولت گردون براون است که سبب بروز بحران اقتصادی شده است.
 
 
*فقر در انگلیس عمیق تر شده است
 
او به قطع برخی کمک های یارانه ای دولت نیز اشاره و تصریح می کند: این مسئله نیز سبب افزایش محرومیت فقرای انگلیس به ویژه در شهرهای بزرگ این کشور شده است.

او معتقد است که دولت باید برای بازگرداندن جوانان انگلیسی به جریان اصلی جامعه، گام های فوری بردارد و سرکوب شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و اقداماتی از این قبیل که توسط کامرون پیشنهاد شده است، اقداماتی مضحک بیشتر نیستند.

کورباین می گوید آنچه که باید در جامعه انگلیس انجام شود این است که تلاش شود تا ارزش های اخلاقی دوباره به جامعه بازگردد و جوانان به این باور تشویق شوند که سهم عمده ای در جامعه دارند.
 
 
*مشکل اصلی انگلیس فقر و بیگانگی جوانان است
 
دولت انگلیس باید بداند که مشکل اصلی، سرخوردگی، فقر و بیگانگی اجتماعی جوانان است.

این فعال سیاسی انگلیسی همچنین با بیان اینکه دستور کارهایی که نخست وزیر انگلیس برای رفع مشکلات این کشور انتخاب کرده است بسیار ناخوشایند هستند، می گوید: مهار رسانه های اجتماعی، برخورد با اعضای خانواده کسانیکه در حوادث هفته گذشته نقش داشته اند و کشاندن ارتش به خیابان ها، پیشنهادات نامطلوبی است که کامرون ارائه می کند.
 
 
*سرکوب و سانسور کمکی به دولت انگلیس نمی کند
 
کورباین تأکید می کند که سرکوب و سانسور کمکی به دولت انگلیس نمی کند.

او در پایان صحبت های خود اینچنین نتیجه می گیرد:

"ما مجبوریم که به مطالبات گوش فرا دهیم و آنها را بفهمیم.
خطر اصلی برای ما از جانب جمعیت کثیری از جوانان است که چون احساس می کنند سهمی از جامعه ندارند لذا هیچ مشکلی را برای ایجاد درگیری بر سر راه خود احساس نمی کنند."

خبرنگار سابق بی‌بی‌سی: حوادث جاری در انگلیس آشوب نیست، قیام مردمی است

خبرنگاران سابق بی‌بی‌سی در گفت‌وگویی تلویزیونی با انتقاد از پلیس و دولت انگلیس به دلیل رفتار نژادپرستانه تاكید كرد كه حوادث جاری در این كشور آشوب نیست، بلكه قیام مردمی است.
  "داركوس هو " خبرنگار سابق شبكه بی‌بی‌سی در گفت‌وگویی تلویزیونی زنده از اقدامات نژاد پرستانه پلیس انگلیس انتقاد می‌كند.

داركوس هو در گفت وگو با بی‌بی‌سی گفت: پلیس و رهبران سیاسی انگلیس دركی از حوادث كنونی ندارند ولی جوانان سیاه پوست به شما خواهند گفت كه در انگلیس چه می‌گذرد.

هو در ادامه گفت پلیس انگلیس به ضرب گلوله یك شهروند سیاه پوست را بی دلیل كشته است و افزود: این مرد "مارك دوگان " نام دارد و پلیس به سر او شلیك كرده است.

وی در ادامه با انتقاد از اقدامات نژاد پرستانه پلیس انگلیس، تصریح كرد: زمانی كه نوه‌ من هم به سن جوانی برسد توسط نیروهای پلیس سیلی خواهد خورد و بی دلیل مورد تفتیش قرار خواهد گرفت.

این خبرنگار كهنه كار و سیاهپوست انگلیسی با مقایسه حوادث كنونی در لندن با اعتراضات سال 1981 در لیورپول، تاكید كرد: آنچه كه اكنون در انگلیس در جریان است "قیام مردمی " است.

داركوس هو در پایان خواستار احترام شبكه بی‌بی‌سی به سیاه پوستان شد و از مجری تلویزیونی بی‌بی‌سی خواست تا سیاهان را متهم به آشوب گری نكند.

این گفت‌وگو در رسانه‌های اجتماعی به ویژه در یوتیوپ و فیس بوك بازتاب گسترده‌ای به ویژه در بین جوانان انگلیسی داشته است و انتقادها از رویكرد غیر حرفه ای بی‌بی‌سی را افزایش داده است.

فیلم این سخنرانی را ببینید: جواب دندان شکن خبرنگار انگلیسی به «بی.بی.سی» + فیلم

مردم انگلیس در مورد ناآرامی‌های این کشور چه نوشتند؟

روزنامه گاردین در گزارشی در مورد خشونت‌ها در پی ناآرامی‌های اخیر این کشور به بررسی علل خشونت‌های گسترده در این کشور پرداخت و نوشت که به نظر می رسد معترضان در انگلیس از مشکلات اقتصادی رنج می برند و یکی از دلایل اصلی این ناآرامی‌ها در این کشور بوده است. برخی از نظرات خوانندگان این مطلب بدین شرح است:

- خشونت‌طلبان در انگلیس حتی بدتر از محکومین زندان‌ها شده‌اند.

-  اینها بخشی از بیماران اجتماعی هستند که از مشکلات زیادی در زندگی شان از جمله چالش‌های اقتصادی رنج می برند.

- این خشونت‌ها در نتیجه لیبرالیسم صورت گرفته است.

- چرا صحبت از تغییر نمی کنید. لازم است تغییراتی در انگلیس رخ دهد.

-  فکر می‌کنید ریشه این خشونت‌ها چه بوده است.

-  فکر می کنم نبود شغل، پول کافی و تضمین آیندهای مناسب عامل این خشونتها بوده است.

- تا زمانیکه تبعیض وجود داشته باشد، خشونت نیز به همراه آن خواهد آمد.

- این پیامد بزرگ تبعیت از نظام سرمایه داری است.

- به نظر می رسد نسیم این اعتراض‌ها به سوی امریکا در حال وزیدن است.

*گاردین در گزارش دیگری ضمن بررسی ناآرامی‌های گسترده در انگلیس که این کشور را در بهت فرو برده و عملا انگلیس را تکان داده است، نوشت که این درسی بزرگ برای دولت و مقامات انگلیس محسوب می شود. خوانندگان این مطلب عنوان داشتند:

- بله دولت باید از حادثه اخیر درس بگیرد. دولت باید بداند که مردم این کشور صبری دارند.

-  به واقع آیا فکر می کنید دولت انگلیس از این حادثه عبرت گرفته است. سخت است باور کرد.

- دیوید کامرون و مقامات این کشور می‌توانند این بحران را به آسانی پشت سر بگذارند.

- سیاستمداران ما باید احساس خجالت کنند که دولت فاسد فعلی را تحمل می کنند.

- برخی می گویند اینها مشتی غارتگر هستند. فکر می‌کنم این افراد بزهکاری و مشکلات اقتصادی جوانان را نمی بینند.

- اوضاع بهبود نمی یابد چون سیاستمداران هرگز نمی خواهند بدانند مشکلات واقعی چیست.

- خشونت زیاد خوب نیست و مشکلات را حل نمی کند همه ما می دانیم که شرایط باید بهتر شود اما نه با خشونت.

- معترضان نباید با اوباش و غارتگران همراه شوند. معترضان باید به صورت مسالمت‌آمیز تظاهرات کنند. دولت باید متقاعد شود که نرخ بیکاری را کاهش دهد.

- باید یاد بگیریم که اقداماتی انجام ندهیم که این گونه حوادث در انگلیس بار دیگر رخ دهد.

- عوامل این خشونت و نا آرامی‌ها فقر، محرومیت از داشتن زندگی سالم و بی‌عدالتی است

- این حوادث زنگ بیدارباشی برای همه ما بوده است. همانند اوضاع نیویورک در دهه 90 .آیا جامعه‌مان را پاکسازی کرده‌ایم.

- روزنامه دیلی میل نوشت که یک دختر میلیارد انگلیسی جزو غاتگران بوده است اما این دختر چه نیازی به غارت کردن دارد

*روزنامه ایندیپندنت نیز در گزارش دیگری به اختلاف میان پلیس و دولت برای چگونگی پایان دادن به این اعتراض‌ها در انگلیس اشاره کرد و نوشت که  پلیس از دولت به دلیل صادر کردن دستور سرکوب معترضان انتقاد کرده است . این مقامات پلیس معتقدند که افزایش شمار نیروهای پلیس فقط باعث افزایش خشونت می شود. خوانندگان این مطلب نوشتند:

- فکر نمی‌کنید کمی دیر شده باشد. چرا پلیس نباید از گاز اشگ آور و گلوله‌های پلاستیکی استفاده کنند. پس آنها چه زمانی باید استفاده کنند. پلیس کفایت ندارد

- فکر می کنم پلیس نیازی به دریافت دستورالعمل از سوی دیوید کامرون ندارد. نخست وزیر انگلیس آدم کج فهمی است.

- مطمئنا پیشگیری بهتر از درمان است. اگر در زمان وقوع این خشونت‌ها نیروهای پلیس به اندازه کافی در صحنه حاضر بودند این اتفاقات در این سطح ادامه پیدا نمی کرد.

- چرا برخی از افرادی که نظر داده‌اند، خودشون رو فریب می دهند. چرا این اعتراض‌ها شروع شد چون تعداد اوباش انگلیس از همه جا بیشتر است؟ نه این درست نیست.

- حقیقت نبود شغل است.

* روزنامه دیلی میل هم در گزارش دیگری به این موضوع اشاره کرد که آنچه نیروهای پلیس برای پایان دادن به ناآرامی‌ها در انگلیس نیاز ندارند، سلاح است.  نویسنده این مقاله عنوان داشت که دوران خشونت به سر آمده است و دولت انگلیس باید به صدای معترضان گوش فرا دهد. خوانندگان این مقاله در بخش نظرات نوشتند:

- خشونت در برخی مواقع لازم است.

- دولت از نیروهای پلیس حمایت نمی‌کند. گویی مقامات انگلیس در تعطیلات به سر می‌برند.

-  باید در برابر خشونت معترضان از خشونت استفاده کرد. چرا این معترضان همه جا را آتش می زنند اما پلیس باید به آنها فقط نگاه کند.

- فساد مالی پلیس لندن یکی از مشکلات جدی انگلیس است تا به حال به این موضوع فکر کرد‌ه‌اید.

- اگر شرایط این گونه ادامه پیدا کند، پلیس نیز مجبور است خشونت بیشتری را اعمال کند.

- شاید نیروهای پلیس بخواهند به معترضان بپیوندند. شاید سیاستمداران انگلیس که انتظار این ناآرامی‌ها را نداشته باشند، باید منتظر چنین رویدادی باشند.

- چرا بیشتر نظرات علیه اعتراض‌هاست یعنی اکثر مردم با این اعتراض‌ها مخالفند. من که فکر نمی‌کنم همه نظرات رو منتشر کنید.

- در روز دوم این اعتراض‌ها من دستگیر شدم. از من اثر انگشت و آزمایش دی.ان.ای گرفتند. پلیس اتهام‌های دروغین به من زده است اما رفتار آنها مودبانه بود. اما اتهام‌های مطرح شده علیه من دروغ است.

- این خشونت‌ها نماد جامعه خشن در انگلیس است. هیچ بعید نیست که بار دیگر این اعتراض‌ها در زمان دیگری آغاز شود. اگر دولت دیوید کامرون به سیاستهای فعلی‌اش ادامه دهد، بعدها اعتراض‌های خشونت آمیزتری رخ می دهد. زمان تغییرات رسیده است.

تحلیل شورشهای اعتراضی از زیرپوست جامعه انگلیس

سعید معصومی، لندن
 
حوادث خونین هفته گذشته انگلیس برای ما که ساکن انگلیس هستیم هیچ تعجبی نداشت. این حوادث در اندازه های مختلف دائما در حال وقوع هستند. شاید باور نکنید که سالهاست که شهر بیرمنگام در حال حکومت نظامی اعلام نشده است. این شهر و بسیاری از شهرهای انگلیس و اسکاتلند مانند منچستر، بریستول، گلاسگو، لیدز، نیوکاسل و ناتینگهام پس از بسته شدن فروشگاهها در ساعت 6 بعداز ظهر بصورت شهر ارواح در می آید. شهر در کنترل گروههای گنگستری و پلیس است. در این شرایط، شهر برای خانواده ها بسیار ناامن می شود. 
 
در سفری که به شهر لیدز داشتیم، یکی از دوستان دانشجو می گفت بطور متوسط در سه سال دوره دانشگاهی، هشت بار ماشینمان توسط گروههای جوان دزدیده می شود. او می گفت ما حتی دزیده شدن ماشین خود را از پنجره مشاهده می کنیم. ولی نه جرات زنگ زدن به پلیس داریم و نه می توانیم شخصا مانع آنها شویم. زیرا ممکن این کار به قیمت آتش زدن منزل و یا چاقو خوردن ما بشود. 
 
ما همه ساله چندبار به ایران می آییم. در ایران، شبها در پارکها و مراکز گردشگری مردم با خیال راحت در حال تفریح و خوردن غذا هستند. این مناظر در انگلیس نایاب است. در شهرهای انگلیس، فقط بخشهایی که شدیدا تحت کنترل پلیس است، امکان حضور وجود دارد. امنیت ایران با امنیت در انگلیس قابل مقایسه نیست.
 
لازم به یادآوری است که برهم زنندگان امنیت در قشر و گروه خاصی منحصر نیست. اگرچه بعضی از گروههای اجتماعی بیشتر آماده پیوستن به گروههای گانگستری هستند.  معضل حمل سلاح سرد توسط نوجوانان و جوانان بصورت مسئله ای در سطح ملی در آمده است. در آمارها آمده است که از هر شش نوجوان یک نفر با خود سلاح سرد حمل می کند. 
 
آنچه اتفاق افتاده این است که در سالهای اخیر بر اثر بحران اقتصادی بین المللی، سرویسهای رفاهی دولت انگلیس به اقشار فقیر کم شده و در مقابل تلاش شده است کسری بودجه دولت از مردم عادی تامین شود. به عنوان مثال، مالیات بر ارزش افزوده (Value Added Tax) از 5/17 درصد به 20 درصد افزایش یافته است.  مالیات بر ارزش افزوده مستقیما از مصرف کننده (و نه تولید کننده) دریافت می شود. سال گذشته هزینه تحصیل در دانشگاه 3 برابر شد که تمام آن باید توسط دانشجو پرداخت شود و از طرف دیگر کمک هزینه تحصیلی نیز تقریبا قطع شده است. هزینه حمل و نقل فقط در سال گذشته 20 درصد افزایش یافته است. مردم محروم از هر طرف فقر فزاینده را مشاهده می کنند. در مقابل طبقات ثروتمند، همچنان به زندگی اشرافی و پر زرق و برق خود ادامه می دهد. نتیجه این وضع را در خیابانها بصورت شورش اجتماعی طبقات محروم که صدایشان به جایی نمی رسد، شاهد هستیم.
 
سیطره رسانه ای غرب همواره تلاش می کند چهره ای زیبا از خود برای جهانیان ترسیم کند. در پشت صحنه برنامه های دلفریب، حوادثی رخ می دهد که هیچگاه امکان رسانه ای شدن ندارند. ولی هنگامی که حوادث بصورت شورش اجتماعی خود را می نمایاند، دیگر چاره ای بجز انعکاس بخشی از ان را ندارند. این رسانه ها بجای پرداختن به زمینه های بوجود آمدن این حوادث، با نشان دادن غارت فروشگاهها توسط عناصر فرصت طلب و با زدن برچسب شورشی و غارتگر تلاش می کنند دست پلیس را برای اعمال خشونت بیشتر باز کرده و با قوه قهریه موج اعتراضات به نابرابریهای اجتماعی، فقر، بیکاری و تورم لجام گسیخته و فشار دولت به اقشار ضعیف را خفه کنند.
 
کشورهای غربی همواره بواسطه داشتن نظم اجتماعی بر خود می بالند. در این کشورها سعی می شود برای هر چیزی برنامه ریزی مناسب صورت گیرد. به عنوان مثال، قوانین بی شمار راهنمایی و رانندگی و سختگیری در گرفتن گواهینامه و جریمه های سنگین و پشتیبانی سیستم قضایی از برهم زنندگان نظم ترافیکی، مردم را ملزم به رعایت قوانین کرده است. باید گفت این دیسپلین اجتماعی خوب است و در عمل جواب داده است. همین نظم اجتماعی در محل کار، خریدها، عقد قراردادها نیز وجود دارد.
 
حال سوال اینجاست که از بطن این نظم اجتماعی، وقوع شورشها و ناآرامیهای دائمی شهری در انگلیس چگونه توجیه می شود. مگر نه این است که قوانین و نظم اجتماعی می بایستی حقوق افراد را با دقت در نظر گرفته و آنها را بدون توسل به زور، ملزم به رعایت آنها بکند.
در جواب باید گفت در کشورهای غربی نابرابری اجتماعی عمیقی وجود دارد. بانکها، مراکز خرید بزرگ و فروشگاههای زنجیره ای، شرکتهای بیمه، شرکتهای هوایی و رسانه ها اعم از نوشتاری و شنیداری و تصویری در مالکیت چند خانواده است. فقط رابرت مرداک بشخصه مالک 44 درصد رسانه های جهان است. در این شرایط قوانین و مقررات تحت تاثیر لابی این گروه متنفذ طراحی و به تصویب مجالس قانونگذاری می رسد. 
 
قوانین ابتدا منافع این گروههای متنفذ و ثروتمند را در نظر می گیرد. سپس برای آنکه جامع آرام بماند قوانینی را برای نظم اجتماعی تدارک می بیند. قانون آنچنان تبلیغ می شود که رعایت آنرا بصورت وحی منزل تلقی می کنند. در رسانه ها به پشت پرده تصویب قوانین پرداخته نمی شود. ولی بشدت روی رعایت هر آنچه بنام قانون اعلام می شود؛ تاکید می کنند. 
 
مادامی که جامعه ثروتمند است و امکانات مالی موجود همه را اعم از طبقه ثروتمند و مردم عادی را تاحدی راضی می کند، مشکلی پیش نمی آید. مردم با دریافت حقوق نسبتا مکفی سرگرم می شوند و کاری به سیاست و از این قبیل ندارند. ولی هنگامی که کشور در بحران اقتصادی فرو می رود، وضعیت فرق می کند. همانگونه که پیشتر گفتیم، در هر شرایط، قوانین، ابتدا منافع گروههای ثروتمند را تامین می کند و کمبودها را با فشار به مردم جبران می کند. 
 
با وقوع بحران اقتصادی، سیکلی از فقر فزاینده در جامعه بوجود می آید که فشار آن مستقیما بر طبقات محروم (Underclass)  وارد می شود. مردم برای صرفه جویی کمتر خرید می کنند. در نتیجه تولیدات روی دست تولید کننده باقی می ماند و آنها را مجبور به تعطیلی کارخانه و بیکار کردن کارگران می کند. بیکارشدگان برای تامین مخارج خود به دولت مراجعه میکنند. هزینه دولت بالا می رود. دولت برای تامین هزینه خود مجبور به صرفه جویی می شود و از هرطریق کمکهای اجتماعی خود را کاهش می دهد. صاحبان کالا برای جبران کاهش درامد خود، مجبور به گرانفروشی می شوند و ایجاد تورم می کنند. که این خود تشدید کنند فقر است. این سیکل بسرعت خود را تکرار می کند. بدین صورت سونامی بحران اقتصادی ظرف چند ماه کشوری را فرا می گیرد که تاچندی پیش از باثبات ترین کشورهای اروپایی بود. 
 
در نظام عرضه و تقاضای غربی چیزی بنام گرانفروشی وجود ندارد. اگر دو فروشگاه مجاور یک جنس را با قیمت کاملا متفاوت بفروشند، گفته نمی شود یکی از آنها گرانفروش است. در عوض می گویند مال خودش است و به هر قیمتی که بخواهد می فروشد. اگر کسی با بازی با قوانین سر مردم کلاه بگذارد، قانون او را تعقیب نمی کند. گفته می شود هرکسی باید کلاه خود را محکم نگاه دارد. کلاهبرداریهای شبه قانونی بطور وسیع در کشورهای غربی در حال انجام است. افراد مالباخته نیز از ترس هزینه بالای سیستم قضایی از شکایت صرف نظر می کنند. 
 
قوانین اجتماعی و اقتصادی در کشورهای غربی، با عقل بشری و تحت نفوذ لابی های متنفذ صاحبان قدرت و ثروت تصویب می شود. این قوانین با قوانین مشابه الهی بصورت ذاتی متفاوت هستند. قوانین الهی انسان را مسئولانه برای تمکین متقاعد می کند. فرد مومن می داند که با رعایت قوانین الهی در زندگی شخصی و اجتماعی، آخرت خود را تامین می کند. و لذا تحت هر شرایط خود را مسئولانه ملزم به رعایت قوانین می کند. فرد متقی حتی در زمانی که شرایط برای گناه آماده است، با نیروی بازدارنده درونی از ارتکاب آن خودداری می کند. 
 
ولی قوانین در کشورهای غربی، انسانها را قانع نمی کند. فقط آنها را ساکت می کند. گفته می شود چون قانون است باید رعایت کنی و دم بر نیاوری. شهروند متوسط غربی با چشم خود ظالمانه بودن قوانین را مشاهده می کند ولی نمی تواند بر علیه آن اقدام کند. آنها از اینکه بتوانند تاثیری در تغییر قوانین داشته باشند مایوس هستند. 
 
با پشتوانه این قوانین، دولت براحتی بهره بانکی را بالا و پایین می کند. منازل مردم توسط بانکها مصادره می شود، کمکهای رفاهی دولت کاهش می یابد. فقر گسترش پیدا می کند. و مردم بناچار با تحمل این وضعیت، در سکوت خشم خود را فرو می خورند. 
 
مردم انگلیس بطور تاریخی ملتی صبور هستند. برخلاف آمریکاییها، عجولانه و چکشی عمل نمی کنند. رمز ماندگاری استعمار انگلیس در تاریخ همین صبر و حوصله زیاد آنها برای رسیدن به مقصود است. آنها در ناملایمات و بی عدالتی ها، صبر خود را با کینه درونی همراه می کنند. کینه و توطئه در تمامی رمانها و فیلمهای تاریخی یکی از مشخصه های جامعه انگلیس است. با آنکه آنها در هنگام بحران اقتصادی، بسرعت خود را با صرفه جویی کنترل می کنند ولی کینه کسانی را که مسئول بوجود آوردن اوضاع هستند را در درازمدت در خود نگاه می دارند. یکی از دلایل ناامنی اجتماعی دائمی در شهرهای مختلف انگلیس همین روحیه کینه و انتقام است. 
 
ملت انگلیس نابرابری اجتماعی کنونی را با کینه و صبر تحمل می کند. در درون و بدون آنکه فریاد بزند بغض خود را فرو می نشاند. افراد خود را یک شهروند مسئول برای رعایت قوانین نمی دانند. قوانین دیگر تقدسی برای آنها ندارد. آنها فقط مجبورند یک شهروند ساکت باشند تازمانی که شرایط برای یک فریاد عمومی آماده شود. آنگاه حوادثی پیش می آید که هفته گذشته دیدیم. طبیعی است ملتی که عصبانی باشد دست به اعمالی غیرعاقلانه و مخرب میزند.
 
نظام سیاسی انگلستان طوری طراحی شده که هیچ تغییر اساسی در آن رخ نخواهد داد. با آنکه مارکس بهترین کشور برای وقوع انقلاب کارگری را کشور انگلیس می دانست، اما چرچیل، نخست وزیر وقت انگلیس در زمان جنگ جهانی دوم، معتقد بود اگر در هر نقطه جهان انقلاب رخ دهد، در انگلیس اتفاق نخواهد افتاد.  اصولا انقلاب سیاسی و یا ایدئولوژیک در انگلیس امکان ندارد.  فقط گاهی قدرت سیاسی میان دو گروه با اصول یکسان دست به دست می شود. مردم در این میان جایی ندارند و فقط رای دهنده اجباری به دو الی سه حزب حاکم هستند. 
 
آنچه این روزها از جامعه انگلیس در اخبار می بینیم انفجارهای اجتماعی از سر استیصال است. البته هیچ تاثیری هم در سیاست ندارد. همه مردم می دانند که صدای معترضان برای تغییر اساسی در حاکمیت انگلیس به جایی نخواهد رسید. به همین دلیل هم مردم خشمگینی که صدایشان به جایی نمی رسد، عاصی شده اند. احزاب، پلیس، دولت، نظام سلطنتی و رسانه ها و بانکها و میلیاردرها در یک طرف و مردم طرف دیگر هستند. خانواده هایی که عضو این گروه ها نباشند به هیچ صورتی نمی توانند نظر و خواسته خود را به گوش حاکمیت برسانند. 
 
معمولا دولت انگلیس در حوادث مشابه نخست با قوه قهریه و سپس با اعطای بعضی تسهیلات به مردم اوضاع را کنترل می کند. موفقیت این روش در شرایطی که دولت امکانات امنیتی و پول کافی داشته باشد ممکن است. در شرایط بحران اقتصادی کنونی دولت فاقد این امکانات است. فعلا فقط نیروی پلیس را بکار گرفته است. ولی کنترل باثبات اوضاع پس از آرام شدن ظاهری جامعه، که نیازمند پول فراوان است، در ابهام قرار دارد. لذا انتظار داریم در آینده نزدیک باید دوباره شاهد شعله ور شدن آشوبها در این کشور باشیم. پیش بینی می شود برای جلوگیری از حوادث مشابه، بودجه هنگفتی برای افزایش قدرت امنیتی کشور اختصاص داده شود که خود تشدید کننده کسری بودجه است. 
 
در صورتی که نظام حاکم بر انگلیس نتواند اعتراضات را کنترل کند، با تغییر دولت، امید کاذبی را برای بهبود اوضاع در مردم ایجاد می کند. متاسفانه این برگ هم اخیرا بازی شده است. شکست دولت تونی بلر در جنگ عراق و افغانستان باعث کنار رفتن او شد و بجای او دولتی وصله پینه ای و با ائتلاف با یک حزب سابقا اپوزیسیون سرکار آمد. ضعف و ناکارآمدی این دولت از ابتدا مشخص بود. این دولت ابدا مرد میدان این حوادث سهمگین نیست. با این وضعیت دیگر تغییر دولت نیز چاره کار نخواهد بود. 

انگلیس؛ انتقال بحران از حوزه اقتصادی به حوزه اجتماعی

همزمانی اعتراضات لندن با بحران مالی در آمریكا و تاثیرات آن در اروپا خود را در نوسانات بازار بورس نشان داده است ولی انتقال این بحران مالی از حوزه اقنصادی به حوزه اجتماعی كه تاكنون در یونان و اسپانیا اشكار شده بود، این بار در محلات فقیر نشین لندن به ثبت رسید.

به گزارش گروه تحلیل های راهبردی خبرگزاری فارس، جوانان معترض انگلیس احساس می كنند كه آینده آنها با توجه به سیاست ها و معضلات اقتصادی دزدیده شده است. سیمون تئومه متخصص مطالعات اعتراض های اجتماعی تاكید دارد كه چهره مخالفت ها اگرچه در مادرید، تل‌آویو، آتن و لندن تا حدودی متفاوت بود ولی همه آنها از یك رشته ماهیتی مشترك برخوردارند.

* انتقال بحران از حوزه اقتصادی به حوزه اجتماعی

همزمانی اعتراضات لندن با بحران مالی در آمریكا و تاثیرات آن در اروپا خود را در نوسانات بازار بورس نشان داده است ولی انتقال این بحران مالی از حوزه اقنصادی به حوزه اجتماعی كه تاكنون در یونان و اسپانیا اشكار شده بود، این بار در محلات فقیر نشین لندن به ثبت رسید. اتفاقی كه این سوال را به ذهن متبادر می سازد كه چرا این وقایع به سرعت به شهرهای دیگر همچون منچستر و... منتقل شد.

* اهمیت امنیت و ثبات سیاسی بیش از دمكراسی

سیاست مشت آهنین پاسخ دولت كامرون به واكنش ها و شورش ها بود و دولت انگلیس تاب تحمل این وضعیت را نداشت. افزایش نیروی پلیس، استفاده از ابزار ضد شورش، در گیری سخت خیابانی و حمله شبانه به عوامل تحریك، افزایش نظارت امنیتی بر وسایل ارتباط جمعی و.... شاخص عملكرد و راه حل فوری دولت انگلیس به این موضوع بود. در این میان موضوع حقوق بشر هیچ ارتباطی با مسائل نداشت و اهمیت امنیت و ثبات سیاسی بیش از دمكراسی معنا داشت.

* معطوف كردن موضوع به كشته شدن افراد فرافكنی در علت یابی و ریشه شناسی این واقعه است

رعایت حقوق معترضین و تبدیل شدن آن به آشوبگر و دزد و غارتگر، این سوال را بوجود می آورد كه چگونه در قلب انگلستان این همه دزد آزادانه در حال تردد و اقدام هستند و چرا تاكنون دستگاه امنیتی اقدامات لازم برای تامین امنیت اجتماعی مردم بعمل نیاورده است؟! البته در گفتگو های مجلس انگلیس از كندی پلیس در مهار وضعیت انتقاداتی مطرح شد لیكن توجه به این وضعیت بیش از یك برخورد كلیشه ای، نیازمند باز شناسی صحیح از این تحول اجتماعی است كه چرا جوانان و قشر معترض بجای رویكرد مسالمت آمیز به رویكرد برخورد و تقابل روی می آورد.
معطوف كردن موضوع به كشته شدن افراد و شدت گرفتن شعله اعتراض، نوعی فرافكنی در علت یابی و ریشه شناسی این واقعه است. البته عوامل كاتالیزوری در تشدید این وضعیت وجود دارد كه نبایستی آن را با ماهیت تحولات اشتباه گرفت.

* سونامی شدن تحولات یك زنگ خطر اساسی برای همه دولت های اروپایی است

پاسخ دولت انگلیس به این شرایط بر اساس نگاه كلاسیك امنیتی و سنتی انجام شد در حالیكه هنوز درك از "پدیده شناسی " تحولات بوجود نیامده است. مدل امنیتی و پاسخ سخت به تحولات كه مرتیط با زندگی و حلقه معاش اجتماعی مردم است تنها به وخیم كردن شرایط می انجامد و بهم خوردن نظم فرهنگی و روحی نزد نسل جدید و جمع شدن آن با عواملی همچون گرانی و تورم و انتخاب رویكرد " كلیك " و فوری منجر به تراكم جدیدی از بحران خواهد شد.
دولت انگلیس ناچار خواهد بود تا سریعا با نگاه آسیب شناسی از شرایط رفتار خود را تصحیح كند. ناامیدی معترضین از چاره جویی و نامیدی از " صرف حق داخله از طریق رای " و سونامی شدن تحولات یك زنگ خطر اساسی برای همه دولت های اروپایی است. چشم انداز امنیت داخلی اروپا و خصوصا انگلیس با این راه حل امنیتی پاسخ تمام مشكلات نیست بلكه نیازمند چاره جویی در انتخاب مدل صحیح اقتصاد و مدل اجتماعی و امنیتی جدید در قرن معاصر است.

* «ناامیدی از فردا» دمكراسی لندنی را تحت الشعاع قرار داده است

سرعت رادیكالیزه شدن تحولات و شبكه ای شدن یكباره، دو عنصر اساسی با توجه به بحران طبقاتی و تركیب آن با شورش های مجازی است كه می تواند در زمان مشخص تبدیل به واقعیت شود. ارتباط دادن این تحولات به مسائل سفید و سیاه فرار از واقعیت است و نادیده گرفتن تصمیمات اشتباه در عرصه اقتصادی را نمی توان پوشید.
بیكاری جوانان و مشكل مالی بانك ها و ناامیدی از فردا همه دست به بدست هم داده است تا مشكلات موجود عمیق شود و دمكراسی لندنی را تحت الشعاع خود قرار دهد این موضوع اگرچه به زبان، ساده می آید ولی می تواند بی ثباتی و تعادل اجتماعی را دگرگون سازد چراكه بی تفاوتی به انتقادات و رها كردن شرایط، بالاخره می تواند به نقطه جوش برسد.

* جرقه لندن آغاز تحولات جدید در عرصه اجتماعی و اقتصادی این كشور

برخی از كارشناسان معتقدند كه جرقه لندن آغاز تحولات جدید در عرصه اجتماعی و اقتصادی این كشور است و این موضوع می تواند دنباله دار شود. اگرچه امتداد تحولات در صورت عدم چاره جویی لازم بدینگونه پیش خواهد رفت لیكن سینوسی شدن بحران اجتماعی و اقتصادی حتما وجود خواهد داشت و بعید نیست كه بعد از دوره ای مجددا شورش هاس اجتماعی به شكل های جدیدی خود را نشان دهد.
نگاه مقایسه ای كوتاه به محیط اروپایی سوالات جدیدی را در بوجود می آورد كه چرا با توجه به مختصات تقریبا مشابه در بازه زمانی بحران مالی شدت این اعتراض در جوامعی همچون آلمان پدید نمی آید. آیا این موضوع به نوع فرهنگ سیاسی در آلمان برمی گردد یا بسته به نوع پاسخ اقتصادی دولت و سیاست راه حل و جایگزین است؟

 
  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  
 

درباره وبلاگ

در نیمه مرداد 90 پلیس انگلیس در اقدامی وحشیانه و نژادپرستانه یک سیاه پوست به نام مارک داگان را به قتل رساند. و این بهانه ای شد برای فوران آتش خشم محرومین انگلیسی...

جستجو

لینکدونی

آخرین مطالب

نویسندگان

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic